الشيخ أبو الفتوح الرازي

187

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

* ( بَيْنِكُمْ ) * ، باشد براى آن كه او در « اذا » عمل مىكند ، و يك عامل در دو معمول عمل نكند . در او سه وجه محتمل است : يكى آن كه « موت » ، در او عامل باشد ، دگر آن كه « حضر » در او عامل باشد ، أى إذا حضر ( 1 ) الموت حين أى وقت الوصيّة ، و سيم ( 2 ) آن كه بدل از « اذا » باشد ، و اين بدل الكلّ من الكلّ باشد . و قوله : * ( ذَوا عَدْلٍ ) * ، صفت « اثنان » است ، يعنى اثنان عدلان در « منكم » خلاف كردند ، بعضى گفتند : مراد آن است كه من المسلمين ، و بعضى گفتند : مراد آن است كه من اقرباء الموصي ، از خويشان وصيّت كننده ، و قول اوّل قول عبد اللَّه عبّاس [ است ] ( 3 ) و سعيد بن المسيّب و عبيدة السّلمانىّ ( 4 ) و مجاهد و يحيى بن يعمر است و قول باقر و صادق است - عليهما السّلام - و قول دوم ( 5 ) قول حسن و عكرمه است ( 6 ) . * ( أَوْ آخَرانِ مِنْ غَيْرِكُمْ ) * ، يعني أو شاهدان آخران من غيركم ] ( 7 ) ، يا دو گواه ديگر كه نه از شما باشند . در او دو قول گفتند : يكى آن كه نه اهل ملَّت شما باشند ، و اين قول باقر و صادق است - عليهما السّلام - و عبد اللَّه عبّاس و ابو موسى اشعرى و سعيد مسيّب و سعيد جبير و شريح و ابراهيم و ابن سيرين و مجاهد و ابن زيد ، قول دوم ( 8 ) عكرمه گفت و عبيده و ابن شهاب و حسن : من غير عشيرتكم ، يعنى جز از قبيله و خويشان شما كه وصيّت خواهى كردن ( 9 ) [ 46 - پ ] . حسن گفت : براى آن كه عشيرت او احوال او بهتر دانند از ديگران و اين اختيار زجّاج است ، گفت : [ دگر ] ( 10 ) براى آن كه گواى كافران نشايد شنيدن ( 11 ) با آن كه كافر و فاسق باشند ، و معنى او اين جا تفصيل است نه ( 12 ) تخيير ، براى آن كه معنى آن است كه : * ( أَوْ آخَرانِ مِنْ غَيْرِكُمْ ) * ان لم يكن منكم ، اگر از شما گواه نباشد از جز شما كه مسلمانانى ( 13 ) ، و اين قول باقر و

--> ( 1 ) . مج ، وز ، مر : حضره . ( 2 ) . مج ، وز ، مت : سه‌ام . ( 3 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 4 ) . مج ، وز ، مت : عبيد السّلمانى . ( 8 - 5 ) . مر : دويم . ( 6 ) . مج ، وز ، مت : قول حسن بصرى است و عكرمه . ( 7 ) . اساس ، آج ، لب : ندارد ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 9 ) . مج ، وز ، مت : خواهيد كردن . ( 10 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج ، وز افزوده شد . ( 11 ) . اساس ، بم : نشايد شنيدند ، مج ، وز ، مت : نتواند شنيدن ، با توجّه به آج ، لب تصحيح شد . ( 12 ) . مج ، مت : ندارد . ( 13 ) . مسلمانانى / مسلمانانيد .